برخیز

خرید بک لینک

از اینکه فردا سفر بروم می ترسم

از اینکه بروم و نبینمش می ترسم

از اینکه با ترسهایم روبرو شوم رخ به رخ، بیشتر می ترسم.

از این می ترسم که هر آنچه خوبی اندیشیده ام درباره ش توهمی بیش نبوده ،

و من کوری با دو چشم باز بوده باشم ...

خیلی می ترسم...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 11:55

۱. مادربزرگم حرفهای مغز دار زیاد داشت، در چنته اش.حالا این مغزها گاهی تند و تلخ بود ولی حقیقت بود . برای همین خیلی از همان حرفها را نمی نویسم و نمی گویم.این را گفتم که بگویم در باب ترس از عکس العمل های مردها جمله ای داشت منشوری که نمی شود گفت . اما پانزده دقیقه صحبت با صدای گرفته یار و اعلام پشت برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 11:55

انتهای جاده ای که تو نباشی، هنوز به مقصد نرسیده ام.

انقدر دلم می خواهد در آغوشش بگیرم و سرم را روی سینه اش نگاه دارم تا از طپش های قلبش مطمئن شوم که خدا می داند.

بجایش در سکوت نگاه کردم و گاه نگاه نکردم ...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 11:55

نوشته بودم «انتهای جاده ای که تو نباشی، هنوز به مقصد نرسیده ام»

نوشته بود: « مقصدی در کار نیست... چشمهایت را خوب باز کن و ببین. وسط این جاده وسط این سفر از دست می رویم. امیدوارم اشتباه کنم، امیدوارم انتهای قصه تو و قصه او جور دیگری رقم بخورد انشاءالله. »

از خدا پنهان نبود، از شماهم نباشد . سر سجده در خاکی که دلم آنجاست و وطن می دانمش، برای غربت و غریبی ام گریه کردم؛ همان موقع از دست رفتم ...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 11:55

زمان زیبا ست.

همان قدر هم هولناک...

زمان که می گذرد و توان نگهداشتنش را نداری،

یا ناتوانی ات در بازگرداندنش به گذشته ،

یا وقتی در انتظاری بتوانی به جلو ببری...

من از مرگ نمی ترسم، از زمان که می گذرد و مرا جایی در گذشته جا می گذارد می ترسم.

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

دیشب تا پاسی نتوانستم بخوابم. گریه کردم. افکار سیاه زیادی از مغزم میگذشت. من خجالت میکشم خود را زن تو بنامم. چه زنی؟ میدانم دوست نداری از آن صحبت کنی اما من نمیتوانم همهچیز را فرو بخورم و چیزی نگویم. من نیاز دارم با تو صحبت کنم. میخواهم هرچه در دل دارم بگویم حتی اگر گاهی مهملات باشد. من پس برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

همه ما دو زندگی داریم: زندگی واقعی مان همان است که در کودکی رویایش را بافته ایم، رویایی که در جوانی و میانسالی توی ابرها همچنان به پرداختنش ادامه می دهیم...

زندگی جعلی مان همینی است که در روابط مان با دیگران از سر گرفته ایم، رفتاری کاربردی که به نفع مان است، زندگی ای که با خوابیدن توی تابوت تمام می شود.

زندگی

فرناندو پسوا

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

آقای الف، معروف و محبوب و تاجر کاشانی الاصل در یک گفتگو که به اقتصاد رسانده بود سوالی پرسید که اگر صدمیلیون تومان داشتید چه می کردید؟ اغلب جوابها با « صد تومن هم آخه پوله» آغاز و درانتها« میزارم بانک سودشو می خورم » خاتمه داشت.زنها درباره خرج کردنش گوی سبقت ربوده بودند و نوبت به من که رسید گفتم ر برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

۱. ربَّنا اَفرغ علینا صبراً !

۲.غبارِ غم برود؟ حالْ خوش شود؟ بگو که شود ...

۳. ای اشک هر چه ریزمت از دیده زیر پای

بینم که باز بر سر مژگان نشسته ای...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

.... اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِما أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ، وَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَها، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ، بِما تُجِیبُنِی بِهِ حِینَ أَسْأَلُکَ، فَأَجِبْنِی یا اللَّهُ، یا اللَّهُ، یا اللَّهُ...

برخیز...

ما را در سایت برخیز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 8:00

صفحه بندی